السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
81
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
را نيز بر خلاف روايات صحيحه براى تأمين غرض خاصى ساخته است ، زيرا چنانچه گفتيم روايات ديگر مىگويند : « خبرى كه به اسامه رسيد ، خبر احتضار پيغمبر ( ص ) بود و اسامه با عمر و ابو عبيده - و در رواياتى آمده كه با ابو بكر و عمر - به مدينه بازگشت . پس از آن كه پيغمبر ( ص ) وفات كرد و ابو بكر به مدينه آمد و بيعت او در سقيفه انجام گرفت و در مسجد پيغمبر ( ص ) پايان يافت ، در آن وقت ابو بكر به عنوان خليفهء پيغمبر ( ص ) شناخته شد و در كار لشكر اسامه دخالت نمود ، ولى سيف با بيان نيرنگآميز خود مىخواهد بگويد امر خلافت ابو بكر از زمان پيغمبر ( ص ) سابقه داشت ! ! 3 - سيف روايت مىكند : « انصار از ابو بكر درخواست نمودند كه فرماندهى لشكر را از اسامه گرفته ، به ديگرى واگذار نمايد » در صورتى كه در روايات ديگر به خصوص در تاريخ ابن عساكر ، ج 1 ، ص 438 ، تصريح شده كه اين درخواست از پيغمبر ( ص ) بوده است و درخواستكنندگان از مهاجرين نخستين بودهاند نه انصار ؛ ولى چون حكومت معاصر سيف ، به دست مهاجرين بود ، سيف براى جلب رضايت حكومت وقت ، كار مهاجرين را به انصار نسبت داده است « 1 » . 4 - سيف مىگويد كه ابو بكر به اسامه و لشكرش ده دستور داد ؛ در صورتى كه به حسب روايات ديگر ، دستورهاى لازم را پيغمبر اكرم ( ص ) داده بود ، حتى در آن روايات آمده كه ابو بكر گفت : « شنيدم كه پيغمبر ( ص ) دستورات لازم را به تو داده است . طبق همان دستورها عمل كن كه من هيچ دستورى غير از آنها ندارم » . 5 - سيف در پايان روايت مىگويد : « ابو بكر به سبب پيامى كه عمر از انصار آورده بود ، ريش او را گرفته و وى را نفرين كرد . » درحالى كه اين نظر ما بعيد مىنمايد زيرا روايات ديگر از اين بيان خالى است ، و از طرف ديگر « وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ » * .
--> ( 1 ) . به عقيدهء مترجم ، اينجا نيز سيف خواسته با نيرنگ و دروغ دامن كسانى را از آلودگى پاك كند كه حاضر نشدند سر به فرمان على بن ابىطالب ( ع ) - جوان 35 ساله - فرود آورند و يكى از برترىهاى خلافت ابو بكر را بزرگسالى و پير بودن او دانستند ، گويى يكى از هدفهاى مقدّس پيغمبر اكرم ( ص ) در امارت اسامه شكستن همين سد و برداشتن همين مانع از راه خلافت على ( ع ) بوده ؛ ولى با كمال تأسّف . . . .